تبليغاتX
کشیش اهریمنی
اهریمن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:29  توسط کشیش اهریمنی  | 

 


 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خشنوثره اهوره مزدا

درود دوستان نیک اندیشم

این نوشتار پیش کش می شود به فره وشی روان کسی که ساده زندگی کردو سادگی را به من آموخت به کسی که برای نخستین بار مهر اشو زرتشت و ایران را در دلم نهاد، در تنم سدره پوشاندو کشتی بر کمرم بست، دردست راست اوستا ودر دست چپم شاهنامه نهاد، بر لبانم سرود یتا اهونود و اشم وهو آغازید،در گوشم داستان بزرگان ایرانی را زمزمه کرد. این نوشتار پیش کش می شود یگانه بزرگ مرد زندگی ام شادروان پدرم


بن کرت گاسانباران پت خوتای نامک امش اوروان فردوسی وزرگ

از آغاز باید که دانی درست
سر مایه ی گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آمد پدید
هر نژادی برای خود داستانی از آفرینش به دست خدا یا خدایان خود دارند.این داستان های آفرینش از بن مایه های اعتقادی و دینی هر نژاد و قوم سر چشمه می گیرد .داستانی برای آغاز جهان ودر نتیجه مرکز قرار گرفتن آن نژاد وقوم در میان این آفرینش وکل جهان.داستان آفرینش در میان نژاد آریان نیز داستانی اعتقادی وکهن است که بیشتر تاریخ شناسان واسطوره شناسان باور دارند در هنگام همزیستی سه شاخه ی آریان ها یعنی شاخه های ایرانی ،هندی وسکایی به وجود آمده است .اگر چه بعد از جدایی شاخه ی شرقی (هندوان)در روایات آفرینش جهان آنان کمی دگرگونی ایجاد شد اما بن مایه ی آفرینش جهان در داستان های کهن آریان ها یکی است .سکاها که بعد ها در شاخه ی غربی (ایرانیان) حل و ادغام شدند واز نظر تاریخی آثار کمی ازآنان به صورت مکتوب وشفاعی در دست است (توجه کنید پادشاهی کهن خوارزم و بلخ و همچنین سغدیان به سکایی ها ار تباط چندانی ندارند اگر چه شاید در دورانی شواهدی پراکنده از تمدن سکاها در این نواحی در دست داریم ) بیشتر پیرو اعتقادات و آیین های ایرانیان بوده اند زیرا نز دیکی زبانی وآعتقادی آنان به ایرانیان کمی ثابت شده است (حتی دیدگاهی است که گاهان اشو زردشت در میان این قوم سروده شده است و یا بخشی از ودا ها در شرق ایران ودر میان سکاها سروده شده است).علت جنگ های دینی کی گشتاسپ و ار جاسپ خیون(تورانی)برای همین بر هم زنی اعتقادات کهن است و یکی از علت های جنگ میان سپنت دات(اسفندیار شاهنامه)و رستم (که سکایی بودنش بر کسی پوشیده نیست ) برای همین پیروی از دین زرتشتی و زیر پا گذاشتن آیین های کهن آریایی است.
این نوشتار کوشش دارد داستان آفرینش در اعتقادات ایرانیان (زرتشتیان امروز)را از دید گاه شناسنامه ملی ایرانیان ،شاهنامه بررسی کند . اگر چه بررسی این اعتقادات در این نامه ی اندک و دانش من بی دانش نمی گنجد.
استاد انوشیروان فردوسی در گفتار آفرینش جهان و مردم چنین می فرمایند :
از آغاز باید که دانی درست
سر مایه ی گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیزآفرید
بدان تا توانایی آمد پدید
ازو مایه ی گوهر آمد چهار
برآورده بی رنج وبی روزگار
یکی آتشی بر شده تابناک
میان آب وباد از بره تیره خاک
این ابیات اشاره به آغاز آفرینش و آغاز نمودن بنیاد گیتی داردند . بنا بر اساطیر ایرانی آفرینش به دست اهورامزدا در ۱۲ هزار سال به انجام وپایان می رسد که این ۱۲ هزار سال به چهار دوره ی ۳هزار ساله بخش می شود .۳هزار ساله نخستین به عالم مینوی تعلق دارد .اهورامزدا در این دوران دوگوهر همزاد سپنت مئینو و انگرنه مئینو را آفرید (گاهان- اهنود-یسنای ۳۰ بند ۳ تا ۷)و بعد از این است که کنش میان خوبی وبدی آغاز می گردد .و جهان هستی دو بخش می شود . دوستاران نیکی که در اوستا اشونان و دوستاران بدی که در اوستا به آنان درگونت(پهلوی آن درونت یا در وند )نامیده می شوند .بعد از آفرینش دو گوهر همزاداهورامزدا شش فروزه های خود را نمایان می کند که دایره کمال مینوی وجاودانگی در پیروی از این شش فروزه های اهورا مزدا است این فروز ها در اوستای متاخر به امشاسپندان نامزد گردیده که معنای سودمندان جاودان را به فارسی دارد .در این دوران همچنین ایزدان آفریده شدند .
اشو زرتشت در گات ها از دو جهان نام می برند منهیا manhiya این واژه از من mana به معنای منش و اندیشه است که جهان مینوی معنا می دهد و جهان دیگر استونت جهان مادی است که در یسنا ۲۸ ویسنا ۴۳ به آن اشاره شده است . چیز های مینوی وغیر مادی با واژه ی مینیاواmainiava به معنای چیز های آسمانی از ریشه ی من بیان شده و چیز های مادی گئییاgaieya به معنای چیز های زمینی و دنیایی خوانده می شود .
پس از آفرینش جهان مینوی (که افلاطون با این اندیشه های اشو زرتشت آشنا شد وفلسفه ی عالم مثل را براساس این اندیشه ها بنیاد کرد )آفرینش گیتی آغاز می شود .
در بیت دو که استاد می فر مایند که یزدان ز ناچیز چیز آفرید مغایرت با اندیشه های زرتشتی دارد و نشات گرفته از اندیشه های دین های ابراهیمی است. زیرا فلسفه ی دین زرتشت بر این است که اهورامزدا جهان را از خود آفرید پس از هیچ نیست .این فلسفه ی عالم الست در دین اسلام که کمی با زروان دردین زرتشتی همسان است از فلسفه ی عالم مینوی زرتشتی سرچشمه می گیرد .
در بیت سوم وچهارم این ابیات به وجودآمدن عناصر اربعه که در زبان پهلوی آخشیج می گویند بیان می شود این آخشیج ها در بین تمام تمدن های کهن وجودی یکسان دارند و همه ی تمدن ها مانند بابلی ،سومری ،آشوری،یونانی و مصری و چینی به این عناصر اعتقاد دارند . این آخشیج ها عبارتند از آتش که در پهلوی به آن آتر می گویند ، آب که پهلوی آن آپ است ،باد که پهلوی آن وات و خاک که به همین صورت به دست ما رسیده است .آخشیج ها به صورت ایزد دردین زرتشتی و آریان ها وجود داشته اند .آتش که روز نهم هر ماه به نام این ایزد است در دین زرتشتی پسر اهورا مزدا لقب دارد .آب که در دوران همزیستی آریان ها ایزد اپم نپات وبعد ها اردوی سوره آناهیتا ایزد نگهداری آن شده است و روز دهم هر ماه به آن تعلق دارد .باد ، ایزد وایو در دوران همزیستی آریان ها ایزد فضا و باد بوده است که هم اهریمنی و هم ایزدی بوده است و ایزد وات که در دورانی با وایو همسانی داشته است .روز ۲۲ هر ماه به این ایزد تعلق دارد.اما خاک ،شاید بتوان آن را با ایزد زم اوستایی وزامیاد پهلوی که ایزد زمین است یکی دانست روز ۲۸ هر ماه به این ایزد تعلق دارد .به اعتقاد پیشینیان جهان تشکیل شده از این آخشیج ها بوده است .
نخستین که آتش ز جنبش دمید
زگرمیش پس خشکی امد پدید
وزان پس به آرامی سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گوهر بجای آمدند
زبهر سپنجی سرای آمدند
گهر ها یک اندر دگر ساخته
زهر گونه گردن بر افراخته
پدید آمد این گنبد تیز رو
شگفتی نماینده ی نو به نو
در این ابیات چگونگی آفرینش آسمان وآب ها بیان می شود ودرابیات آمده است که جهان مادی هنگامی که زاده می شد ،ابتدا در کیهان آتش دمیده شد .ودر اثر آتش گاز های هوا به توده های خشک و سرد بدل شد وبعد باز گیتی به صورت مایع در آمد .در اعتقاد آریان ها آسمان از سنگ بوده است بر پایه ی همین اعتقاد است که واژه ی اسمن و اسن در اوستا وسانسکریت به معنای سنگ است که برای آسمان به کار می رود .واژه ی اسمن در پارسی هخامنشی هم به همین معنا به کار می رفته است . ولی در پهلوی و فارسی نوین این واژه آسمان گردیده است .از ریشه اسمن که آس است در فارسی واژگانی مانند ،آسیاب ،باداس،خراس،دستاس،پاداس و.... دیده می شود .صفت اسمن در تفصیر پهلوی اوستا اسمین asmainaیعنی سیمین برگردان شده است .آسمان ایزدی است که نام روز ۲۷ هر ماه را دارا می باشد.
به اعتقاد آریان ها جهان در شش مر حله از سال آفرینش شد .هر هنگام آفرینش را گاهنبار می گویند ..در پهلوی گاسانبار گوینداز واژه ی گاس (در اوستا گاتو)به معنای گاه وهنگام این واژه با واژه ی گاه اوستایی و گاث پهلوی که به معنای شعر وکلام آهنگین است و نام مقدس ترین بخش اوستا متفاوت است .پس روی هم می توان گاهنبار را از دو واژه ی گاس + بار(بر) به معنای هنگام باردادن ومحصول نشستن وثمر دادن برگردان کرد .در اوستا در خرده اوستا نمازی داریم به نام آفرینگان گاهنبار که به صورت کامل در مورد گاهنبار ها توضیح داده است و روز اصلی هر گاهنبار را بیان کرده است .اما در سنت دینی زرتشتیان گاهنبار ها را 5 روز جشن می گیریم.زمان هر گاهنبار از همدیگر به صورت غیر مساوی است.اولین اردی بهشت و آخرین اسفند ماه .
آفرینش آسمان اولین گاهنبار است که در سنت و دین به آن اشاره شده است این گاهنبار ۴۵ روز از ابتدای سال یعنی روز خیر(خور)از ماه اردی بهشت تا دی به مهر یعنی روز های ۱۱ تا ۱۵ اردی بهشت زرتشتی برگزار می شود .به این گاهنباردر پهلوی میدیوزرم ودر اوستا مئیذیوئی زرمیه گویند به معنای میان بهار این واژه از واژه ی زرمیه به معنای معنای بهار و هنگام سرسبزی و خرمی و واژه ی میدیوم( در لاتین و زبان های انگلیسی وغیره هم به همین معنا) میان و وسط درست شده است .
ابیات ذکر شده در بر گیرنده ی آفرینش آب ها نیز است .پیش نمونه آفرینش آب یک قطره آب است به اندازه ی سطح تمام آب هایی که زمین را در بر گرفته است . زمین در هنگام آفرینش آب به سطحی صاف و بدون پستی بلندی که درون آب ها قرار دارد فرض گردیده است . بر پایه ی همین روایات استاد فردوسی می فر مایند :
نخستین که آتش زجنبش دمید
زگرمیش پس خشکی آمد پدید
وزان پس به آرام سردی نمود
زسردی همان باز تری فزود
در این ابیات فردوسی بزرگ از روایات کهن سخن می راند که در ابتدا آتش در فضا (در دوران کهن به آن اثیر می گفتند به معنای کره ی آتش .وعقیده داشتند در بالای زمین دور تا دور آن را فراگرفته است و از زمین محافظت می کند که شاید همین اتمسفر را در نظر داشته اند) و زمین به صورت مایه به وجود آمد و بعد سرد گردید به همین خاطر است که نام این سیاره را نیاکان ما از ریشه زمzam به معنای سرما ،زمین نام نهاده اند به معنای سرد شده .(این نوع آفرینش زمین وستاره ها را اختر شناسی نوین هم تایید کرده است).اعتقادات کهن بر آن است که بعد از آفرینش آسمان ، آب آفریده شده است .این آفرینش از دیدگاه سنت در روز۱۰۵ سال رخ داده است .یعنی روز های خیر تا دی به مهر از ماه تیر زرتشتی وبه آن در پهلوی میدوشم و در اوستایی مئیذیوشم گویند.که به معنای میان تابستان است .واز اولین گاهنبار تا این گاهنبار ۶۰ روز فاصله است .این گاهنبار با تیشتر ایزد باران رابطه ی فراوانی دارد.زیرا در سه هزاره ی سوم این تیشتر است که آب های زمین را محافظت می کند .و در مقابل اهریمن به هر سوی زمین می پراکند تا آلوده نگردند.شاید به همین دلیل است که این گاهنبار را در تیر ماه گرفته اند.
زمین را بلندی نبود جایگاه
یکی مرکزی تیره بود وسیاه
ستاره بر او بر شگفتی نمود
به خاک اندورن روشنایی فزود
همی بر شد آتش فرود آمدآب
همی گشت گرد زمین آفتاب
زمین در میان آب ها در جایگاه سوم آفرینش است .درآغاز آفرینش بدون پستی وبلندی و در جاهایی سخت ودر جاهایی نرم پدید آمد .در هنگام آفرینش زمین هنوز کوه ها ودره ها به وجود نیامده بودندو این تغییرات در هزاره ی سوم رخ داد،هنگامی که اهریمن که با خوانش نیایش یتا اهونود به دست اهورا مزدا در انتها هزاره اول به بی هوشی در میان فضا می رود با ندای جهی (دیو ماده و همسرو دختر اهریمن در اساطیر) بیدار می شود وبه آفرینش ایزدی حمله ور می شود .(در نوشتاری این یورش ها را بیان خواهم کرد).گاهنبار به وجود آمدن زمین در روز ۱۸۰ سال رخ داده است ،یعنی روز های اشتاد تا انیران در ماه شهریور زرتشتی که به آن گاهنبار در پهلوی پتیه شهیم و در اوستا پئیتیش همیه گویند به معنای گردآوری غله.از گاهنبار دوم تا این گاهنبار ۷۵روز فاصله است .
در ابیات دیگر به آفرینش گیاه می پردازد استاد:
گیا رست با چند گونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پویندگان هر سویی
پیش نمونه ی گیاه ، گیاهی است به صورت یک شاخه ی در بر گیرنده ی همه ی گیاهان دنیا(شاید بتوان آن را با گیاه هزار دانه در روایات پهلوی و درخت طوبی در اسلام یکی دانست)واژه ی گیاه از ریشه گیه به معنی جاندار و زنده است .گیاه به اعتقاد آریان ها در روز۲۱۰ سال آفرینش گردید.چهارمین گاهنبار است و در روز های اشتاد تا انیران در ماه مهر گرفته می شود.نام این گاهنبار در پهلوی ایاسریم ودر اوستا ایاثریم آمده است که به معنای بازگشت به خانه است .از گاهنبار سوم تا این گاهنبار ۳۰ روز جدایی است .
وزان پس چو جونبنده آمد پدید
همه دشت زیر خویشتن آورید
[خورو خواب وآرام جوید همی
وزآن زندگی کام جوید همی ]
[نه گویا زبان ونه جویا خرد
زخاک و زخاشاک تن پرورد]
نداند بد و نیک فر جام کار
نخواهد ازو بندگی کردگار
این ابیات نشان گر به وجود آمدن جانداران است . در اعتقادات اریان ها پیش نمونه ی جانداران چهارپای سودمندی است که گئو(گااو) در اوستا نامیده می شود که همان گاو در زبان پهلوی وفارسی می شود .این گاو «ایوکداد»یا «ایوداد» نام دارد که به معنای یکتا آفریده است. ایوکداد در کنار سمت راست رودخانه ی مقدس وه دایتی(ونگهو دایتی در اوستا) در ایران وئج آفریده می شود . ایوکداد مانند ماه سپید و روشن است . بالایش به اندازه ی سه نای است (هر نای 330 سانت است).اورمزد اورا به یاری آب وگیاه آفریده است . از این روی گاو برای آریان ها مقدش شمرده می شود .برای مثال می توان به نقش گاو در بنا های هخامنشی و تقدس آن در میان هندوان اشاره کرد. آفرینش چهارپایان در روز ۲۹۰ سال رخ داده است این گاهنبار در روز های مهر تا ورهرام از ماه دی برگزار می شود.به آن در پهلوی میدیاریم ودر اوستا مئیذیائیریه از ریشه ی ائیریه به معنای سال که روی هم میان سال معنا می دهد می گویند .از گاهنبار چهارم تا این گاهنبار ۸۰ روز فاصله دارد .
اما مهم ترین بخش آفرینش که گاهنبار ششم است . در این مورد استاد می فر مایند :
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بند ها را سراسر کلید
سرش راست شد چو سرو
بلند به گفتار خوب وخرد کاربند
پذیرنده ی هوش ورای وخرد
مر اورا ددو دام فرمان برد
زراه خرد بنگری اندکی
که مردم به معنی چه باشد یکی
این گاهنبار به آفرینش انسان تعلق دارد.پیش نمونه انسان در آفرینش گیومرث (گیه مرتن در اوستا) از پیوند دو واژه گیه به معنای زنده و مرت به معنای میرا از ریشه مر به معنای مردن است که روی هم معنای گیومرث زنده ی میرا می شود.در فارسی این نام کیومرث شده است در شاهنامه کیومرث نخستین شهریار است .گیومرث موجودی بوده است درخشان مانند خورشید که بالایش به اندازه ی چهار نی است ، پهنایش به اندازه ی بالایش . اودر کنار چپ رود خانه دایتی نیک آفریده شده است .گیومرث نمونه انسان کامل است وبرای یاری اهورا مزدا آفریده می شود . در اعتقاد زرتشتیان انسان دوست و همکار مزدا است نه بنده ی اهورا از این روی است که ما در دین زرتشتی نامی برابر عبدا... که در ادیان ابراهیمی و به ویژه اسلام است را نداریم بلکه نام هایی مانند خدایار ،هرمزد یار ،خدا مهر ،هرمزد مهر ،خداداد،هرمزداد( در این نام ها داد از ریشه دادن نیست بلکه به معنای آیین وروش وقانون است) را داریم گیومرث را مرد اهلو که به معنای مرد مقدس است نیز لقب داده اند.آفریش انسان در روز هایی است که نام گاهان اشو را برآن نهاده اند یعنی ۵ روز خارج از ماه های زرتشتی آخر سال که به آن پنجه ی دزدیده شده می گویند رخ داده است.یرای همین است که در اوستا نام ۵ گاهنباردیگر ۱۰ بار امده است اما این گاهنبار ۱۱ بار و آن یک بار اضافه در فرودین یشت کرده ۱۳ بند۴۹ است. این گاهنبار در پهلوی همسپتمدیم ودر اوستا همیسپئمئدیه آمده است به معنای همه ی سپاه .از گاهنبار پنجم تا این گاهنبار ۷۵ روز فاصله است .
آری استاد فرهنگ و تاریخ وآیین ملی ما فردوسی بزرگ این چنین آفرینش گاهنبار ها را به چیره دستی در سخن آورده و در پایان گفتار خود با یک بیت زیبا رسالت تاریخی و امانت داری خود را بیان می کند:
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانم راز جهان آفرین
روز خیر از ماه اردی بهشت سال ۳۷۴۴ زرتشتی چهره گاهنبار میدیوزرم
سر چشمه ها
1 شاهنامه فردوسی- چاپ مسکو
2- سیری در گاث ها - برگردان به فارسی شادروان موبدان موبد رستم شهزادی
3- خرده اوستا- تفسیر استاد ابراهیم پورداود
4- اوستا - برگردان به فارسی جلیل دوستخواه
5- تاریخ اساطیری ایران- دکتر ژاله اموزگار
6- دیدی نو از دین کهن -پرفسور فرهنگ مهر
7- فروغ مزدیسنی- ارباب کیخسرو شاهرخ


آموزش زبان دری ( زبان زرتشتی)

(واک A نشان دهنده ی آ است)

شهريور آخرين ماه تابستان است
shahriver okherin mohi tovestoona
شهريور ماه شهرياري نيک اهورا مزدا است
shahriver momi shAhriyori nik ahuro mazdA nen
شهريور از فروزه هاي اهورا مزدا است
shahriver az frooze hoyi ahuro mazdA nen
از راه برگرد
az ro pegert
من هميشه چشم انتظارم که بر گردد
me hemisha chem entezore gi pegerti
به خاک ميهنم سوگند خوردم
be khoki mihenom ghasem mi khArta
هر جاي دنيا که هست به تندرستي باشد
hAr yogi donyu gi hA be ten dresti boot
شاد بودن رسم ديرين ايرانيان است
shod booden rAsmi dirini ironiyon ha
هرگز از دل ما مهر اشو زرتشت بيرون نمي رود
hArgez az deli mo mehri ashuzartosht bar nashoote
ما براي همکاري با مزدا آفريده شده ايم
mo bri hemkori bo mazdA ofarida bzim
دلم گرفته
del mi pronta
چند لحظه مي توانم با شما گفتگو کنم؟
chend lAhza boot bo shmo gaf bekooze
به حرفهايم گوش بده
be gafom gosha Aden
کودک را از زمين بلند کن
koodak ro az zvin e blende koo
من هميشه به تو اعتماد داشته ام
me hemisha be tA etminon mi dorta
نرو
nashu
من منتظر برگشتن تو مي مانم
me montazeri pegert vuni tA e mine
مازيار براي جامعه ي زرتشتي کوشش مي کند
maziyar bri jomi gavroon koshesh e kra
کارن براي ايرانيان خارج نيايش بازگشت مي کند
karen bri ironioni khorej niyayeshi pegesht voone kra
مازيار گرسنه است
maziyar vashna ha
مادرم تشنه بود
mozerom tAshna bo
محيط زيست را آلوده نکنيم
mohiti zist ro olooda makrim
فرهنگ ايراني کهن است
farhengi ironi kohen ha

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:28  توسط کشیش اهریمنی  | 


 

ازم می پرسن چرا همیشه سیاه می پوشی؟ می گم سوگوارم!! می گن  در چه  سوگی؟ میگم  سوگ عشق منه

 

   خون ریخته شده خدا...!!!

آره درسته خون ریخته شده خدا ! خونی که به دست ما آدمیزادهای کثیف ریخته شد... هر کدوم به نحوی توی زندگی خودمون خدا رو کشتیم و به جاش شیطان رو بر تخت سلطنت نشوندیم و به پرستشش مشغول شدیم! آره، می خواد خوشتون بیاد، میخواد نیاد. این حقیقت محضه... دقیقا همون چیزیه که بهش می گن حقیقت. هممون غرق شدیم توی لجنزار کثیفی به اسم زندگی... توش دست و پا می زنیم و از کثافتاش تغدیه می کنیم تا زنده بمونیم، شاید کمی بیشتر...

خدا واسه همه ما مرده. ایمان، اعتقادات، مقدسات... چیزهایی هستن که خیلی با احتیاط روی دیوار اتاقامون قاب گرفتیمشون.اصول و قواعد انسانیت چیزهایی هستند که زیر پا گذاشتیمشون. نگید که اینطور نیست! مطمئن ام که هست. دیگه خدا توی قلبهای ما جایی نداره... و شیطان حکمران مطلقه...!!!

دوست دارم یه جا بشینم و زار زار گریه کنم... فریاد بکشم ، از ته دل. از عمق وجودم... یه جایی که فقط من باشم. خدا هم باشه... من باشم و خدا. شیاطین نباشن. حتی فرشته ها هم نباشن! آدما هم همینطور . فقط من و خدا... خیلی وقته باهاش حرف نزدم. قهر نیستم. نمی دونم چی بهش بگم! بهش بگم از این دنیای لعنتی ای که آفریده بیزارم!؟ بگم زندگی ای رو که بهم داده نمی خوام!؟ بگم آدم هایی رو که آفریده دوست ندارم!؟ و تما چیزهایی که آفریده!؟ حتی خودمو...!؟ آهان، نکنه مثل قدیما باید بهش بگم دوستش دارم!؟ نه... این یکی رو دیگه باور نمیکنه...! امکان نداره باور کنه... دیگه نه...!

دلم خیلی خیلی ، به طرز غیر قابل وصفی تنگ شده... برای خودم ... و برای خدا هم....!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:12  توسط کشیش اهریمنی  | 

در آن روز... بادهای شمالی خواهند وزید... درختان خشک می شوند و برگهای سبزشان به زردی می گراید... ابرهای تیره، بر فراز آسمان خبر از خشم خدایان میدهند...

اجساد پوسیده از قبرها بیرون می آیند... ارواح سرگردان در جایگاه ابدی خود منزل می یابند!!! شبی سرد در انتظار زمینیان است... در نهایت تاریکی!!! ترس بر دل جنگجویان چیره می شود! مرگ در انتظار آنان است... زیرا که فرشتگان مرگ آنان را از آن سوی ابدیت فرا می خوانند... طوفانی شوم همه چیز را نابود خواهد کرد... رودها خشک می شوند... و زمین به لرزه می افتد. کثافت از همه جا می بارد... بوی تعفن زمین را می گیرد... در نهایت تاریکی!!!

the last storm

آتش جنگ شعله می کشد بر سر انسان ها... جنگی میان انسان ها... برای انسان ها... و این است جنگ نهایی بشر... جنگی که پیروزی ندارد... و بازنده ای هم!!! همه خواهند مرد...در نهایت تاریکی!!!

آتش و خون... چیزیست که دیده می شود... و نه هیچ چیز دیگری!!! اجساد به روی هم انباشته می شوند...و شب هنگام، وقتی که شیاطین خون آشام از آنها تغذیه می کنند... دیگر راهی نیست... باید تسلیم شد... در نهایت تاریکی!!!

vampire ghosts

فلک به هم می پیچد... و به نظاره می نشینند انسان ها ، آخرین غروب خورشید را...و واپسین تشعشعات حیات بخش آن را... که دیگر طلوعی در کار نخواهد بود... در نهایت تاریکی!!!

عده ای می خوانند پروردگارشان را... در عبادت های شبانه خویش طلب آمرزش می کنند برای نسل انسان... و می دانند در اعماق قلب های تیره خود که راهی نیست... جز فرود عذابی بس دردناک... برای آمرزش گناهان... در نهایت تاریکی!!!

darkness prayer!!!

سواران سیاه پوش از راه خواهند رسید... و عذاب موعود را خواهند آورد، همراه با غبار راهشان... و در آن شب سرد... نژاد انسان برای همیشه از روی زمین پاک میشود... در نهایت تاریکی!!!

آری فرا خواهد رسید...در نهایت تاریکی!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:11  توسط کشیش اهریمنی  |